السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

377

تفسير الميزان ( فارسي )

چطور ممكن است كه اين بزرگان و قهرمانان بلاغت و برجستگان ادب نفهميده باشند كه اين روايات ، نسبت غلط به قرآن مىدهند و مىگويند : « قرآن لفظ جمع را در مفرد استعمال كرده ، كلمه » نساء « را كه جمع است ، در مورد يك نفس به كار برده » ؟ ! . نه ، به جان خودم سوگند ، امر بر آن همه بزرگان پوشيده نمانده ، تنها اين مفسر است كه نتوانسته است بين مفهوم و مصداق فرق بگذارد و خيال كرده كه اگر خداى عز و جل به پيامبر خود بفرمايد : پس بعد از اين ، با اينكه خدا به تو علم داده ، اگر كسى بگو مگو كرد به او بگو : « ما فرزندانمان و شما فرزندانتان را بخوانيد . . . » و از سوى ديگر از طريق روايات معلوم شد كه بگو مگو كنندگان واردين از نجران بودند و عددشان بطورى كه در بعضى از روايات آمده ، چهارده مرد بود و هيچ زن و فرزندى همراهشان نداشتند . و نيز معلوم شد كه رسول خدا ص براى مباهله با آنان به غير از على و فاطمه و حسنين ع را نياورد ، لازمه آن فرمان و اين امتثال آن است كه معناى جمله : * ( « فَمَنْ حَاجَّكَ » ) * واردين نجران و معناى « نسائنا » ، يك زن و معناى « انفسنا » يك مرد و معناى « ابنائنا » دو پسر باشد و دو كلمه « نساءكم » و « انفسكم » هم اصلا معنا نداشته باشد ، چون نجرانيان زن و فرزند همراه خود نياورده بودند . و تعجب اينجا است كه چرا چنين مفسرى كه فرق ميان مفهوم و مصداق را نمىفهمد اين اشكال را نكرده كه در آيه كلمه « ابنائنا » با اينكه جمع است در مورد حسنين ع كه دو نفرند استعمال شده و اين رسواتر است از استعمال كلمه « نساء » كه جمع است در مفرد ، يعنى فاطمه ع ، براى اينكه استعمال جمع در مفرد گاهى از خوشنشينان عرب شنيده مىشود ، هر چند كه عرب اصلى هرگز جز در مورد گوينده چنين كارى را نمىكند ، تنها در مورد گوينده و آن هم به عنوان تعظيم است كه مىگويد : « ما چنين دستور داديم و ما چنان كرديم و ما چنين خواهيم كرد » ، و اما استعمال جمع در دو نفر اصلا جايز نيست و سابقه ندارد ، نه از خوشنشينان عرب و نه از عرب اصلى . آرى ، علت اينكه اين مفسر روايات مباهله را طرح كرده و نسبت مجعوليت به آنها داده ، همان است كه گفتيم : « نتوانسته است بين مفهوم و مصداق فرق بگذارد » و حال آنكه مطلب اينطور كه او پنداشته نيست . توضيح اينكه : كلام بليغ آن كلامى است كه مقتضاى مقام در آن كلام رعايت شده باشد ، كلامى است كه بتواند آن چه را كه مورد اهتمام گوينده است كشف كند و بسيار مىشود كه مقام تخاطب و گفت و شنود ، مقامى است كه تخاطب بين دو طايفه است كه